کوچه های انتظار جلوه های ماندگار + 26ماه انتظار با علائم ظهور

علائم حتمي اصلي ظهور


در احاديث و روايات فراواني علائم حتمي اصلي ظهور ،پنج مورد معرفي شده است. البته علائم حتمي ديگري بيان شده است كه در بخش بعدي به آن مي پردازيم .    1- خرو ج يماني يماني از شيعيان اميرالمؤمنين (عليه السّلام) است و خرو ج او قبل از ظهور جهت نبرد با سفياني از يمن مي باشد.امام باقر (عليه السّلام) مي فرمايند: سفياني و يماني و خراساني در يك سال و يك ماه و يك روز خرو ج مي كنند. خرو ج آنان چون دانه هاي گرد نبند به دنبال يكديگر است. هر سو كه بنگري ترس ووحشت و اضطراب خواهد بود. كسي كه باآنان در افتد بدا به حال او. در ميان آنان پرچمي خالص تر از پرچم يماني نيست كه پرچم هدايت است و شما را به سوي صاحـبتان دعوت مي كند. هنگامي كه يماني خرو ج كند فروش اسلحه بر ديگر مرد م را تحريم مي كند. چون او خرو ج كند به سويش بشتاب كه پرچم او پرچم هدايت است و بر هيـچ مسلماني جايز نيست كه در برابر او بايستد. هر كس اين چـنين انجام دهد اهل دوزخ مي شود زيرا او به سوي حق و صراط مستقيم فرا خواند.امام صادق(عليه السّلام) فرمودند : مردي از اولاد عمويم زيد در يمن خرو ج مي كند.در حديثي آمده است : سفياني كجا خواهد بود و حال اينكه هنوز شكننده چشم او از صنعاي يمن خروج نكرده است؛ بر اساس اين روايت مي توان يماني را قبل از سفياني و اوّلين علامت  ازپنج علامت حتمي اصلي ناميد.2- خرو ج سفياني ملعونعثمان بن عنبسه معروف به سفياني از نواد گان هند جگر خوار و خبيث ترين مرد م در ماه رجب بعد از خسفقريه اي از قراي د مشق و بعد از اختلاف د و پرچم در شام خرو ج مي كند و تمام دوران از ابتداي خروجش تا هنگام كشته شدنش 15 ماه خواهد بود بعد از تصرّف و تسلـّط بر د مشق ، حمص، فـلسطين،ارد ن و قــنّسيرين به مدت 9 ماهحكومت مي كند. براي سركوبي شيعيان لشكرياني به عراق و حجاز گسيل مي دارد لشكر او در مسير خود در منطقه قرقـيسيا با چند لشكر ديگر درگير مي شود و تمامي آنان را نابود مي سازد . خروج او شش ماه قبل ازقيام حضرت[عجـّـل الله تعالي فرجه الشّريف]از مكـّه مكرّمه خواهد بود.عده اي عقيده دارند كه او هم اكنون در ارتش سوريه داراي مقامي است و گفته مي شود كه هر گاه عبد الله بن احمر حاكم و رئيس جمهور سوريه گرد يد قيام مي كند.در اينجا چند حديث از كتاب ” روزگار رهايي، جلد دوم “ مي آوريم :الف-   ”او سيمايش سر خ ، چـشمهايش زاغ و موهايش زرد است. كاسه سرش سترگ، كـتف هايش چهارشانه و پهن و صورتش درشت و خشن است و در صورتش آثار آبله است. هنگامي كه او را ببيني او را كور مي پنداري ولي او كور نيست بلكه در مرد مك او نقطه سفيدي است و او پليد ترين مخلوق روي زمين است كه لحظه اي خدا را نپرستيده و مكـّه و مد ينه را هرگزنديده است.“ب-   ”خرو ج سفياني حتمي است و خروجش در ماه رجب خواهد بود به سرزمينآرامش وآسايش(د مشق) وارد مي شود و بر فراز منبر آن قرار مي گيرد .“ج-   ” سفياني پيروز مندانه از ممالك رومي بر مي گردد و قدرت رادر دست مي گيرد .“د-  ” سفياني وقتي از ممالك رومي برمي گردد صليب به گرد ن مي آويزد.“ه –   ” امر فر ج محقـّق نمي شود جزهنگامي كه خرو ج كننده اي از آل ابي سفيان خرو ج كند و 9 ماه ( به مقدار مدت حمل) حكومت كند. به ناگزير او بايد از تبار اين پيرمرد باشد. حركت مي كند تا در وادي نجـف اشرف كشتار كند.“و-  اميرالمؤ منين (عليه السّلام) درنامه اي كه چند روز پيش از جنگ صفّين به معاويه نوشته اند ، چنين مي فرمايند:” گويي مردي را از نسل تو با چشم خود مي بينم كه مردي شوم ، ملعون، پليد ،خشن و درشت خوي است كه خداوند رحم و مروّت را از دلش سلب كرده است. مادرش از خاندان كلب است. اگر بخواهي نام و نشان و سن وسالش را بيان مي كنم . سپاهي را به سوي مدينه مي فرستد كه در آن قـتـل و غارت و فحشاي فراوان مرتكب شوند و مردي پاك وپاكيزه از تبار من از ميان آنها مي گريزد و زمين را پر از عدل و داد مي نمايد. آنچنان كه پر از ظلم و ستم شد ه است. او را نيز با نام ونشان و سن و سال مي شناسم كه او از نسل پسرم حسين [عليه السّلام] است. صاحب اين سپاه( سفياني) مردي پاك و پاكيزه و بي گناه را از اولاد من در احجار الزّ يت به قتل مي رساند. سپس لشكر را به سوي مكـّه حركت مي د هـد من امير آنان و تعدادشان و نام آن ها و علامت اسب هايشان  را مي دانم. آنگاه كه وارد سر زمين بيدا شدند و مستقر گرديدند خداوند آنان را در زمين فرو مي برد...“{ توضيـح اينكه متن كامل تر نامه شريف آن حضرت (عليه السّلام) در كتاب اسرار آل محمد (عليهم السّـلام) آمده است.  جان ها به قربان آن امامي كه اميرالمؤمنين (عليه السّـلام) سالها قبل ازتولد شان سن و سالشان را وسن و سال دشمنشان (سفياني) رادر هنگام ظهور مي دانستند.}ز-   ” هنگامي كه ترك و روم اختلاف كنند و جنگ هاي فراواني در زمين روي دهد مناديبر دروازه دمشق بانگ برآورد : اي واي از شرّي كه نزديك است.“
3- صيحه و نداي آسمانيو آن روز كه منادي حق از جاي نزديكي ندا خواهد كرد گوش فرا دار٭ روزي كه آن صيحه را به حق بشنوند آن هنگام روز خروج است. ٭( آيات 41-42 سوره ق)در اينجا چند حديث از كتاب روزگار رهايي مي آوريم :الف-  ” نداي آسماني در ماه رمضان در شب جمعه ،شب 23 رمضان است كه هرگز در مورد آن دچار شك و ترديد نشويد گوش فرا دهيد و اطاعت كنيد و در پايان روز صداي ابليس لعين بلند مي شود كه مي گويد : فلاني مظلوم كشته شد. با اين بانگ نابه هنگام، گروهي را به شك مي اندازد و گروه كثيري با شك و ترديد وارد آتش مي شوند ،نشانه بانگ جبرئيل اين است كه به نام قائم [عجـّـل الله تعالي فرجه الشّريف] و نام پدرش ندا مي كند دختران پرده نشين نيز ، با شنيد ن آن خوشحال مي شوند و پدران و برادرانشان را تشويق مي كنند كه خروج كنند .“ب-  ” به ناچار اين دو صيحه پيش از قيام قائم [عجـّـل الله تعالي فرجه الشّريف] شنيده خواهد شد ، يكي از آسمان كه صداي جبرئيل امين است و ديگري از زمين كه صداي شيطان لعين است.“ج- ”هنگامي كه بانگ آسماني را بشنوند همانند كسي كه بر سرش مرغ نشسته باشد، خشكشان مي زند، گرد ن همه دشمنان خدا در برابر صيحه آسماني خاضع ومنقاد مي شوند. اگر در چيزي هم دچار شك و ترديد باشند در مورد صيحه آسماني هيچ ترديدي نخواهد داشت كه به نام پدر و نام اجداد طاهرين او (عليهم السـّـلام ) ندا خواهد شد.“د- ” كسي كه قبلا به آن ايمان آورده بود الآن هم به آن ايمان مي آورد . او بانگ آسماني را مي شوند و مي فهمد كه حق است و آن را تصديق مي كند ... سپس امام صادق(عليه السّلام) فرمودند: صداي جبرئيل از آسمان است و صداي شيطان از زمين، شما از صداي اوّلي پيروي كنيد. مبادا به صداي دومي بگرائيد و گول بخوريد. بانگ آسماني حق است و سوگند به خدا كه هر قومي به زبان خود آن را مي شنود.“ه-  امام صادق (عليه السّلام) مي فرمايد:” اختلاف بني عباس از علائم حتمي است . نداي آسماني از نشانه هاي حتمي است. خروج قائم [عجـّـل الله تعالي فرجه الشّريف] از امور حتمي است.“4- خسف بيدادر كتاب ”سيماي حضرت مهدي [عليه السـّـلام ] در قرآن “ ذيل آيه 47 سوره مباركه نساء در حديثي طولاني آمده است:” و فرمانده لشكريان سفياني در بيابان بيدا فرود مي آيد سپس منادي از آسمان بانگ مي زند : اي بيدا ،اين قوم را نابود كن كه زمين بيدا آن ها را به كام خود فرو مي كشد و جز سه تن كسي ازآن ها جان سالم به در نبرد. خداوند صورت هاي آن سه را به پشت بر مي گرداند و آنان از قبيله كلب مي باشند و در باره آن ها اين آيه نازل شده : اي كساني كه كتاب آسماني به آن ها عطا شده،به آنچه نازل كرديم – كه آنچه را نزد خود داريد تصديق مي كند - ايمان آوريد. پيش از آنكه صورت هايي را تغيير دهيم و آن ها را به پشت برگردانيم ... تا آخر آيه٭ در همين كتاب ذيل آيه 148 سوره بقره در حديثي تأويل آيه 51 سوره سبأ را مربوط به خسف بيدا مي داند: اگر ببيني هنگامي كه وحشت زده مي شوند واز دست نمي روند بلكه از مكان نزديكي گرفته مي شوند. ٭توضيح اينكه : سرزمين بيدا بين مكـّه و مدينه قرار دارد و از لشكر سفياني جز دو يا سه نفر باقي نمي ماند. يكي ازآن ها براي بشارت به سوي مكـّه حركت مي كند و حضرت [عليه السـّـلام ] را مژد گاني مي دهد و ديگري به سوي سفياني باز مي گردد و اورا انذارداده، ازعاقبت شومش مي ترساند.5- قتل نفس زكيّه نفس زكيّه از فرزندان امام حسين(عليه السّلام)و نماينده آقا امام زمان[عجـّـل الله تعالي فرجه الشّريف] جهت اتمام حجـّت بر اهل مكـّه در هنگام ظهور مي باشد. چند حديث :
الف -  ” جواني از آل محمّد (عليهم السّلام) در ميان ركن و مقام كشته مي شود كه نامش محمّد فرزند حسن ،نفس زكيّّه است. “
ب -  ” قتل نفس زكيّه از نشانه هاي قطعي است.“
ج -   ” بين حضرت مهدي [عجـّـل الله تعالي فرجه الشّريف] و قتل نفس زكيّه جز 15 روز فاصله نيست.“د-  ” چون روز 25 ذيحجـّه فرا رسد نفس زكيّه در ميان ركن و مقام به ستم كشته شود و در روز 10 محرّم حضرت حجّت [عجـّـل الله تعالي فرجه الشّريف] قيام مي كند.“

 



:: موضوعات مرتبط: علائم و نشانه های ظهور امام مهدی عج، ،
نویسنده : انتظار ظهور امام مهدی عج
تاریخ : 25 بهمن 1394
زمان : 9:8
داستان ذوالقرنین پیشگویی هایی برای آینده جهان دارد؟


تاریخ : دوشنبه 19 بهمن1394
 

 

آیت الله نجم الدین مروجی طبسی، مدرس مرکز تخصصی مهدویت در برنامه "نشان صبح" به بررسی داستان ذوالقرنین و خروج یاجوج و ماجوج می پردازد.

علامه طباطبایی(ره) در جلد 13 بعد از اینکه روایاتی را در ارتباط با ذوالقرنین و یاجوج و ماجوج می آورد، می فرماید: بحث ذوالقرنین ریشه قرآنی و تاریخی دارد، اما قرآن متعرض اسم ایشان و متعرض زمان ولادت، حیات، نسب و سایر مشخصاتش نشده است. در قرآن فقط به سه سفر از سفرهای ذوالقرنین اشاره شده است.

یک سفر به مغرب، یک سفر به مشرق و یک سفر هم به سد که در آن سفر به انسان های سالم و ساده برخورد کرد. در این سفر شکایاتی به ایشان شد. از یاجوج و ماجوج که فساد می کنند. از ایشان کمک خواستند و گفتند: شما در مقابل اینها سدی بسازید و ما حاضریم به شما کمک کنیم. و به آنها گفت: بیش از اینکه توقع دارید من کمک خواهم کرد و کمک انسانی از آنها گرفت.

علامه می فرماید: این شخص قبل از اینکه آیات قرآن نازل شود، از قدیم معروف به ذوالقرنین بود و اسمش نیز همین بود، نکته دوم اینکه این شخص پایبند به شریعت بوده و متدین بوده است، نکته سوم اینکه ذوالقرنین جزء کسانی است که مصداق آیه خیر دنیا و خیر آخرت است. خیر دنیا اینکه شرق و غرب دستش بود. همه چیز در برابر او خاضع بود. عدل اقامه کرد. شرور را دفع کرد. خیرات را منتشر کرد. نکته چهارم اینکه با ظالمان درگیر شد و آنها را شکنجه داد و زمین گیر کرد، نکته پنجم اینکه این سد را بعد از سفر شرق و غرب ساخت.

از مشخصات این سد این است که اضاف بر اینکه جایی غیر از مشرق و مغرب است. بین دو کوه است و در ساخت آن از آهن مذاب استفاده شده است.

علامه می فرماید: در کتب قدما اشاره ای به این قصه نشده است. در مورد سد هم سخن به میان نیامده است ولی از ملوک یمنی اشعاری به جا مانده که در آن سخنی از ذوالقرنین آمده که سفر رفته و سد ساخته است.

برخی معتقدند این سد دیوار چین است و یکی از پادشاهان چین این دیوار را ساخته تا جلوی هجوم مغول را بگیرد، از سنگ ساخته شده. شروع بنایش 264 قبل از میلاد  است و بیست سال هم طول کشیده و این پادشاه چینی همان ذوالقرنین است.

باید توجه داشت آن اوصافی که در قرآن راجع به سد و ذوالقرنین آمده، منطبق بر این دیوار نیست. همچنین آن سد از آهن ذوب شده است و این دیوار از سنگ است و بین دو کوه نیست. بعضی گفتند این سد را پادشاه آشور 700 سال قبل از میلاد ساخت تا جلوی اقوامی که حمله می کردند را بگیرد.

مرحوم شهرستانی در کتاب روح المعانی می فرماید: ذوالقرنین از ملوک و صلحای یمن است. او مسلم، موحد و عادل بود. ارتش مسلحی داشت، رفت سمت مغرب و تمام کشورهای آن منطقه را اشغال کرد. وقتی به دریای مدیترانه رسید، سمت مشرق آمد. بعد از آن به طرف افریقا رفت. انجا قومی را دید که مورد ظلم واقع می شدند. اهل آن شهر از او خواستند سدی بسازد. چرا چون یمنی ها به سدسازی خبره بودند.

علامه طباطبایی(ره) بعد از اینکه حرف های مرحوم شهرستانی را نقل می کند، می فرماید: یاجوج و ماجوج امت بزرگی هستند. در شمال آسیا که در آخرالزمان خروج کرده و فساد می کنند.

برخی معتقدند: یاجوج و ماجوج همان قوم تاتار هستند که در قرن 7 به غرب آسیا هجوم آوردند، نسل کشی راه انداختند و کاری کردند که در طول تاریخ نمونه نداشت، این قوم اول حکومت چین را شکست داد. به ایران، عراق، ترکستان و قفقاز حمله کرده و همه مقاومت ها را شکست داد. بعد از فساد به شهر خودشان برگشتند، در بازگشت به روسیه و روم حمله کردند و از آنها مالیات گرفتند. این جریان را به سد تطبیق دادند.

علامه می گوید: براساس آیات قرآن یاجوج و ماجوج از پشت سد بیرون می آیند و الان پشت سد زندانی هستند تا زمانی که این سد است، راه خروج ندارند. تا اینکه وعده الهی برسد و این سد منهدم شود و فرو ریزد. پس با قوم تاتار نیز منطبق نیست.

بنابراین این سد که توانسته در همین دنیا پشت دو کوه این قوم را نگه دارد، کجاست؟ علامه می گوید: خدا عالم است. وضعیتی در آینده پیش می آید که هیچ چیز نمی تواند جلوی حرکت را بگیرد و این در واقع اشاره به پیشرفت هاست. زیرا در آینده از مدنیت و پیشرفت هیچ چیز جلوی بشر را نمی گیرد و همه در مقابل آن هیچ نیست.

این داستان اشاره به آینده دارد که امت ها به هم نزدیک می شوند، هیچ دیواری مانع آن نمی شود، پیشگویی هایی برای پیشرفت جوامع است. موید این سخن این است که هجوم یاجوج و ماجوج و سد را کنایه از این گرفتند که اشاره به پیشرفت هاست و حتی هجومی نیست.

همچنین آن دو کوهی که سد بین آن ساخته شده است. خود زیر خاک می رود و تاثیر خود را از دست می دهد، طبق این بیان ما روایاتی که درباره آینده جهان مطرح می کنیم، موید بیاناتی است که بعد از ظهور عدل، عدالت و امنیت تا قیام قیامت حاکم است.


نویسنده : انتظار ظهور امام مهدی عج
تاریخ : 25 بهمن 1394
زمان : 9:2
اشعار مختص امام زمان علیه السّلام


خسروي دارم كه باشد ماه تابان همه

خسروي دارم كه باشد ددشمنا ن را ملحمه

-----------------------------

خسروي دارم كه باشد صد برابر با جنان

خسروي دارم كه باشد در زمين شاه جهان

-----------------------------

خسروي دارم كه باشد رازدار فاطمه – س -

خسروي دارم كه دارد صد نشان فاطمه– س –

--------------------------------

خسروي دارم نباشد مثل او در هر زمان

خسروي دارم كه پنهان است و ظاهر در جهان

------------------------------

خسروي دارم كه باشد مختفي در قلبمان

خسروي دارم نهان ازآن نشان بي نشان

------------------------------------

خسروي دارم  بيايد تا جهان روشن شود

خسروي دارم كه عشقش مر تورا ايمان شود

----------------------------------

خسروي دارم كه خالش خلوت جان و دل است

خسروي دارم كه پيمان بسته از عهد الست

---------------------------------------

خسروي دارم كه رويش مهرتابان راخجل

خسروي دارم زعدلش ظلم ظالم مضمحل

-------------------------------------

خسروي دارم  بيايد تا دلم روشن كند

خسروي دارم  بيايد تا جهان گلشن كند

-----------------------------------

خسروي دارم  بيانش مثل دريا نيلگون

خسروي دارم  كند ظلم وستم را واژگون

**************

امید وصال

آنگه که چکه می کرد زشیر قلب من عشق

صدای آب می داد نوای دلربایش

به آسمان آبی خیره شدم ندیدم

بجز دو صد نگاهش ، نشسته ام به راهش

نظر به آن جمالش ، به خال بی مثالش

به رفتن پگاهش ، به هیبت جلالش

عجب مدار از من چنین شکسته قلبم

مگربیاید از ره ، ببینم آن جمالش

به رو ء یت هلالش ، زگیسوی سیاهش

بچینم از رخ او ، گلی ازآن وصالش

بریده باد دستم ، بسی قلم شکستم

به لطف دوست بستم ، امید بر وصالش

*******

 



:: موضوعات مرتبط: اشعار 
:: برچسب‌ها: امید وصالخسروي دارم
ن : m14e12.ir
 
ت :
 
 

 

**********

آشفته بازار

وجودم نخ نما گشته به مقراض فراموشی

زبس از یاد بردی تو ، مرا در دام بیهوشی

فلک افسونگری بنمود و مکرو حیله هایی کرد

امان از دست این مردم ، امان از حرف درگوشی

برفتی تو و تنها شد دل زار و نزار من

خیال و فکر من این بود که در وصلم بسی کوشی

چو در انظار این مردم تو با سیلی بنوازی

بسی آب و روان گشته ز چشمانم به مدهوشی

 شفای درد و درمانی ، قرار دل ، تو سامانی

رهاکردی و رفتی تو مرا در خواب خرگوشی

دراین زندان اسکندر ، من وصدها پریشانی

تویی آرامش دلها ، چرا عیبم نمی پوشی

اسیر بو ی موی تو ، دل آشفته بازارم

تویی سرو خرامانم ، چرا ازمن نظر پوشی

غزل گفتی و دُ رّ سفتی دراین هنگام مشتاقی

مدال افتخارمن همین رسم سیه پوشی

نمک پاشان زخمم شد همان چشمان پرشورت

تحمّل کرده ام امّا تو می پاشی و می پوشی

اگر چه شعر من چندان نباشد در خور رویت

ز الطاف خفیّ خود مرا لاجرعه می نوشی

----------------------

حسّ غریبی در دلم چون آتش افشانه شد

بنگر زمین و آسمان بر گرد او پروانه شد

صاحب زمان دلربا ، دل را بَرَ د پیش خدا

شبنم به روی برگ گل شوق دل دیوانه شد

یاد امیرالمؤ منین اندر دلم پروانه شد

حسّ غریب آمد به جوش ، زیباتر از دردانه شد

گر غربت مولا نبود اندر زمان خویشتن

صاحب زمان دلربا ، کی این چنین بیگانه شد

دل را صفا ده ای خدا زین رنگ و بوی پر هوا

لختی نظر کن بر دلم شایدکه دل جانانه شد

صاحب زمان دلربا گردیده معشوقم خدا

صد بلبل زیبا سخن بر شاخسارش لانه شد

شور ونشاط عاشقی صد رحمت آرد بر دلم

صاحب زمان دلربا ، با این دلم همخانه شد

----------

 



:: موضوعات مرتبط: اشعار 
:: برچسب‌ها: حسّ غریبآشفته بازار
ن : m14e12.ir
 
ت :
 
 

 

جهان در انتظار مقدم تواست

--------------------

رضاي مهدي آل پيمبر  

  دراستقلال اسلامي است مضمر

اگرازصدق اندر انتظار ي

  بخود مپسند ننگ ذل وخوار ي

مشوبا ملحدان وخائنان يار  

  مپوراه نفا ق و حبّ اشرار

چو سير اين جهان سو ي كمال است

خلاف آن بر دانامحال است

هرآن كس راكه آيين انتظاراست

به آينده همي اميدوار است

نگرددناميد ازلطف يزدان

 نگرددمنزوي چون نااميدان

كه شام هجر راصبح وصال است

فسادوظلم وعدوان را زوال است

اماما،سرورا، والاجنابا     

  عدالت گسترا ، مالك رقابا

همه عالم به زير پرچم توست

جهان در انتظار مقدم تواست

به من بنگر كه ازهجرت شب و روز

همه سوزم، همه سوزم، همه سوز

درآيديوسف بخت من از چاه

    اگر بينم دمي آن رو ي چون ماه

بسايم ر خ به خاك پاك كو يت   

  كنم جان را نثار تار مو يت

به اميد وصال حضرت دوست 

  نمي گنجد مرا جان در رگ و پوست

اگر وصلت دمي گردد ميسر   

  زهي فخر و زهي فوز و زهي فر

آيت الله حاج شيخ لطف الله صافي گلپايگاني

كتاب نغمه مشتاقان

*******************

مولدمولاي ماست

 مژده به ياران دهيد    رحمت حق شد پديد

دست به شادي زنيد     نيمه شعبان رسيد

بازجوان شد جهان

 باغ چو دشت ودمن    اطلس سبزش بتن

غنچه گشوده دهن     تكيه زده برچمن

 خنده ورا برلبان

گل چوشود جلوه گر    ناز بگيرد زسر

بلبل ژوليده پر     ازسرشب تا سحر

دربراونغمه خوان

ابرشده درفشان   باد بهاري وزان

آن دهدآب روان    وين به تن مرده جان

 بسته به خدمت ميان ......

 سراينده : آيت ا... حاج آقاعلي صافي گلپايگاني

كتاب نغمه مشتاقان

آيت ا... صافي گلپايگاني

************


نویسنده : انتظار ظهور امام مهدی عج
تاریخ : 25 بهمن 1394
زمان : 9:2


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.